ص
ساعت ۱۱:٠٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱۱/٩  

.


 
مار خور
ساعت ۳:۳۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱۱/٦  

سی ام دیماه 90. یانگون. برمه. جنگلبانی «میانمار»، نام جدید «برمه»،  400 صندوق حاوی 10000 فقره مار که قرار بود بصورت قاچاق به چین کمونیست حمل شود را کشف و ضبط کرد. پنجاه فقره از این مار ها مار کبرا بوده اند و الباقی غیر سمی. قاجاق وحوش در آسیا برای خوردن یا دوا و درمان سابقه ای بس دیرینه دارد.  اعلام شده است که طبق مقررات مجرمین ممکن است به حبسی تا 5 سال محکوم شوند. طبق همین خبر غریب 7000 فقره از این خزندگان به تله افتاده غیرسمی و بی آزار بوده اند که به مآوای خود بازگردانده شده اند و باقیمانده که سمی اند برای کشیدن زهر به شرکتی داروئی تحویل گردیده است.

حاشیه اول :  برمه  با جمعیتی معادل  60 میلیون نفر با چین کمونیست نیز هم مرز است. برمه در قرن نوزدهم مستعمره بریطانیا شد ولی سال 1948 استقلال یافت، از آن تاریخ به بعد، برمه دچار طولانی ترین جنگهای داخلی شد . درخلال جنگ دوم این کشور بعلت داشتن معادن معتنابه و مورد نیازجنگ به شدت مورد بمباران بریطانیا و ژاپن واقع گردید، آنقدر که برمه دیگر نتوانسته است کمر راست کند. از سال 1962 تا کنون حکومت در اختیار نظامیان است. حاشیه دوم. آقا عجازه است؟ موگوم اسم جدید «میان مار» خیلی با مسما تر از «بورمه» است. آقا، موگوم گوشت مار و سوسمال چه خاصیتی داره که هر کی بخوره هار مره؟ مثلند، اونایی که مار و سوسمار را با شیر شتر موخوردن تونسن تمدن چند هزار ساله ساسانیا نا همچی از ریشه در بیارن که دییه سر در نیاورد. ولی  صد رحمت به سوسمال خورا. گوشتا بیار جولو: <میگن همونکه تمدن ساسانی را ریشه کن کرد بعدها سفیر چین شد. بین خودمان باشه!>حالا اگه این چین کومونیس مشرک مار خور تصمیم بگیره که مأموراش که به اسم مهاجر به همه جا رفتن، مثلند کانادا، بدستور حزب تصمیم بگیرن که بریزند توی خیابان «یانگ» و هرچی و هر کی سر راهشانه آتیش بزنن و بکشن کی میتانه جلودارشان بشه؟ بعد از سقوط کانادا هم، سرازیر بشن بجنوب و هرچی تمدنه ریشه کن کنن.

 


 
مغز گاب
ساعت ۳:۱٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱۱/٢  

مورخه ء 23 دیماه 90. قاهره. مصر. گمرک فرودگاه بین المللی قاهره مقدار 190 کیلوگرم مغز منجمد گاو  که بصورت قاچاق از سودان برای مصرف در رستوران های مصر حمل شده بود را کشف و مصادره کرده است.  گمرک چی ها میگویند این چهارمین بارست که کسانی برای پرکردن جیب خود! خواسته اند مغز گاو را بصورت قاچاق به مصر وارد کنند. یک کیلو گرم مغز گاو در سودان حدود یک دلار و اندی می ارزد! اما در مصر شش برابر بیشتر قیمت دارد! گمرکی ها میگویند طبق مقررات، کالای قاچاق مکشوفه باید طعمهء حریق شود.حاشیه: سودان در اصل «بلاد اسود» یا «بلاد اسودان» نامیده می شده است و اسود بلسان عرب «سیاه» معنی دهد. محصولات فعلی سودان عبارت است از پنبه و کنجد و احشام و مغز گردو و بادام  و غیره (بصورت ساییده) و سفز و شکر و «نفط» (نفت). بقول قدیمی ها همه را برق میگیره و مصر را چراغ نفتی. البته که مصر، بقول محققان، مأوای اولیهء «حمار» بوده است و «خر مصری»، علی الخصوص سفیدش، خیلی شهرت داشته است و قبل از بنز های ضد گلولهء فعلی مرکوب فراعنهء راحت طلب زمان بوده است، لیک در این دوره مقهور «تکنولوژی»، «فنا آوری»، گردیده است، اما از عجایب اینکه در حال حاضر مصر پرورندهء «خر» وارد کننده مغز گاو سودانی شده است و خود از صادر کردن مغز «خر» ولو بصورت «پوسیده» عاجز مانده است، در حالیکه کشوری در نزدیک مصر چند میلیون مغز «خر» صادر کرده ولی اهالی آن با جمجمه های تهی از مغز مدام در رچ و راه  و زک و زا هستند و ککشان هم نمی گزد.


 
غره به سلخ
ساعت ۱۱:٠٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱٠/٢۱  

مورخهء  دهم دیماه 90. «لکسیکان. نورت کارولاینا» امریکا. مردی 53 ساله اهل همین ایالت پس از خرید یک دستگاه جارو  برقی و یک دستگاه مایکرو ویو و چند قلم کالای دیگر، یک فقره اسکناس یک میلیون دلاری صحیح و سالم به صندوقدار داد و منتظر بقیهء آن شد، اما بین آنها جر و بحثی درگرفت و صندوقدار مجبور شد پلیس را خبر کند. ماحصل اینکه مردک مشتری را گرفتند و بردند. واقعیت ورای این قضیه این بود که آخرین اسکناس درشت بملبغ ده هزار دلار درامریکا در سال 1969باطل شده است تا چه رسد به اسکناس یک میلیون دلاری. بدین ترتیب جرم این مرد عبارت است از اقدام در جهت احرازتملک با توسل به خدعه و فریب از طریق عرضهء پول باطله. بهر حال وثیقه مالی برای آزاد شدن از زندان برای این مرد 18 هزار دلار تعیین گردیده است.حاشیه: از شوما چه پنهون،حساب مو هوشوخت خوب نبوده، علل خصوم وختی عددش از صد بیشتر باشه. علتش هم اینه که بعهد ما همه سیاق موخوندن و توی سیاق عدد گنده اش صد یا همون «مائة»  عربی بود. حالا شما که ریاضیت خوبه، بیا و حساب کن: اگه یکی یگ چک سه هزار میلیون دلاری را کش رفته باشه و بعد از «تطهیرش»، عرذ موخام «پول شویی» ببره توی یگ ولات دییه ای و باش یگ خنهء بزرگی بخره به قیمت دو میلیون و سیصد و نود هشت هزار و چار سنت، ماملات ملکیه چقذر بایس بش پس بده؟ سؤال بعدی مو اینه که مو  چشمام خوب نمی بینه که ایی سکه ای که صوندوقداره میندازه جلو م چه قدریه: 25 تومنیه یا پنجا تومنی یا صد تومنی؟ ولی خب،  خنه که موروم با ذره بین نگاه می کنوم و  می فهموم که صندوقداره بجای صد تومنی 25 تومنی به مو داده. خودت میدنی که هوشکی جرأت نمی کنه بره و به رئیس فروشگاه شکایت کنه، چن ممکنه سر به نیست بشه یا یگ کرور فحش بارش کنن. البتن، برییه اینکه بشه جلوی ایی اجحافا را بگیروم، مو اومدم و همهء این سکه ها نا چوسبوندم روی یگ مقوای باندازه یگ جا نوماز، ولی، خدا وکیلی، هرچی زور می زنوم نمی تونوم بفهم که چرا ده ریالی و هزار ریالی قد همند یا چرا پنجاه ریالی هم قد پونصد ریالیه یا  چرا 25 تومنی بایس مث ماه عاسمون دایم در حال ریز و درشت شدن باشه یا بقول حافظ «غره به سلخ» شده باشه. تو میگی چشمایی مو عیب داره یا توی اینکار یگ حکمتیه ؟


 
بز دانا
ساعت ٩:۱۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱٠/۱۳  

مورخهء 26 دسامبر 2011. «فرگسفال» «مینه سودا». امریکا. بزی سه ساله از گونهء «آنکارا» یا «آنقره» که مویش را برای تهیه «موهر» بکار برند، مقرر گردید که در نمایش تعزیه خوانی ولادت حضرت عیسی مسیح شرکت کند و کنار آخور بایستد، اما در لحظات آخر «فرار را بر قرار» ترجیح داد. صاحب بز گوید: < بکی بکی قسم، بجان مادرم که میخام دنیا نباشه، خیلی عفبش کردم، اما اون بدو و ما بدو. بش نرسیدم. بدتر اینکه برف کریسمس هم خیلی خیلی روی زمین نشسه بود. خلاصه، نشد که نشد. اما با دوربین مجهز به ضبط صدا که میتونه جیک جیک پرنده ها را ضبط کنه نگاه کردم. دیدم رفته بالای یه سنگی وایساده و هی به ما بیلاخ میده و میگه:« درسه که ما زایده گایدهء «ترکیه» هسیم اما اونقدر ها هم بی شعور نشدیم که بیاییم توی آغل  وایسیم و تعزیه خونی راه بندازیم. کور خوندی، قارداش. زمونه عوض شده. شک داری؟ برو بغل دس یک عملهء مهاجر وایسا و ببین دقه به دقه یگ «اس ام اس» راجب تو و کارات و  حرفات پخش میشه.تو دیگه نمی تونی مثل سابق سر ما کلاه بذاری. اون ممه را لولو برد. تو که خودت از من خیلی «اخبش» تری. تو که «هر» را از «پر» تسخیص نمیدی و قیافت بیشتر به بز میمونه تامن. چرا خودت نمیری تو آغل؟ توکه بجز آخور و پایین تنه هیچ معیاری تو زندگیت نداری. برو  و کله تا سینه بکن توی آخور و هی پشگل بزیر و هی بع بع کن . بحساب خودت هم اجر دنیوی نصیبت میشه  هم اجر اخروی.>


 
گربهء شجاع
ساعت ٩:٠٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱٠/٤  

گربه ای روسی با نمایش شجاعت خود موجب گردیده تا عرق شرم بر چهرهء  بعضی آدمیان فرو نشیند. وافعه چنین بوده است: در مکانی پوشیده از برف در روسیه، روباهی سرخ بطمع قوت بسوی خانهء  صاحب این گربه روان شد. از قضا گربه روباه محیل را دید و بی درنگ جلوی خانه بانتظار او ایستاد. روباه مکار بگمان اینکه گربه کوجک جثه با دیدن او از ترس قالب تهی خواهد کرد، پیش رفت. در این میان، صاحب گربه ناظر ماوقع بود و دوربین بدست آماده گرفتن عکس شد. یکی از عکس ها نشان میدهد که پوزه گربه و روباه بهم رسیده است. عکس بعدی نشان میدهد که روباه عقب کرده می گریزد و عکس آخر نمانگر اینست که گربهء دلیر روباه فراری را تعقیب میکند و روباه دم خود را به نشانه ترس میان دو پا قرار داده است و  گربهء شجاع گویی میگوید:<دیگه این طرفا پیدات نشه.>حاشیه: واقعهء معنی داریه. انگار یکی داره پیغومی به بعضیا میده. بنظر مو ایی روباه زاد و ولد همون افراسیابه، هم اونی که از عهد رستم تا حالا دندون طمع برای بلعیدن همسادهء جنوبی خودش تیز کرده. هر وخت تونسه اومده و تلاشی کرده تا بلکوم خودشا به آبهای گرم برسونه. رئیسشان، «پیران ویسه» و «پطر کبیر» گفته: < بهر قیمتی شده خونهء ایی همساده جنوبی را بایس کن فیکون کرد. بهر قیمتی شده بایس فاسدشون کرد. رشوه بگیرشون کرد. دزد شون کرد. دروع گوشون کرد. کاری کنین که حروم و حلال سرشان نشه ...> هر وخت تیرش به سنگ خورده، خدعه هاکرده. هر وخت با چوب بیرونش کردند ، با پرویی تمام از پنجره داخل شده. هر وخت لازن شده خود شا به شلک کاسب و تاجر و قزاق و جن و پری و رمال و مداح و کشیش و کاهن و قلندر و ... در آورده و قاطی مردم شده و فریبشون داده تا بلکوم اربابش بیاد و ملک همسادهء جنوبیا تصرف کند. همه اش از بی فایده بودن «وطن» حرف زده و گفته «جهان وطنی» خوبه. موکه مستأجر ایی صابخونه جنوبیوم و باندازه یگ وجب ملک و املاک و مال و منال نداروم ، از خوندن قصه این گربه دلوم آشوب شد. دیدوم که چقدر ای گربهء اروسی خونه و وطنشا دوست داره. خب، بی وطنی خوبه اما برییه همسادهء جنوبی! اما این واقعه بفکروم واداشت که وطن پرستی توی خون این گربه هست لیکن قربونش بوشوم توی وجود خیلی ها فقط وطن فروشی لونه کرده. توی تاریخ معروفن به بی وطنی و وطن فروشی. چشماشان کوره و نمی بیینن که یگ گربهء اروس که نه صاحب خنه یه و نه وارث خنه، برییه دفاع از خنهء ای که توش ساکنه از سر جون خودش میگذره و میره توی دهن یگ دشمنی که ده برابر خودشه. حیف اینکه تونا با یک گربه مقایسه کنن!

 


 
بکارت مصنوعی
ساعت ٩:۳٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٧/٩  

طبق گزارش چند ساعت پیش 7 مهرماه 88 بی بی سی، یکی از علمای مشهور دانشگاه الازهر مصر اعلام داشته است هر آنکس که مبادرت به وارد کردن «بکارت مصنوعی»  بنماید با توجه به خلاف اخلاق و خلاف قوانین شرع مقدس  بودن چنین اقدامی، حکم مرگ برای عامل لازم الاجراء می باشد. مخبر برای روشن شدن اذهان عمومی امم دیگر عالم اشاراتی دارد مبنی براینکه در ممالک خاورمیانه تزویح با صبیهء عاقلهء باکره سنتی بس مبارکه تلقی میشود و فقدان این عطیه معصیتی کبیره تلقی میگردد. اما اینک کارخانه ای مجهول المکان در کشور محروسه «چین» ظهور کرده است که مبادرت به خلق بکارت مصنوعی نموده که جانشین روش جراحی مرسوم و متدوال و سابقه دار پیشین معروف به «گلدوزی» شده است. نصب وسیلهء جدید بسادگی انجام پذیر است و براحتی بکارت از دست رفته را علی الظاهر تآمین می کند. از شگرد های اختراع جدید اینکه وسیله در اندام استفاده کننده پس از گرم شدن با حرارت بدن منبسط و لبهء آن به جدار اصلی بکارت برباد رفته متصل میگردد. عجیبتر آنکه که بکارت مصنوعی مذکور پس از تماس تزویجانه همانند مدل اصلی پاره و مقداری مایع از آن که بسیار شبیه خون است مترشح می شود.  بعلاوه وسیله مخترعه مذکوره عاری از هرگونه مواد سمی و فاقد هر گونه حساسیت است. البته، سازنده پیشنهاد کرده است که برای قوت بخشیدن به اقدام طبی مذکوره ضروری است که الباکرهء ماضیه خاطیه چند فقره زوزهء خفیفه دال بر درد از حلقوم خارج کند تا زوج مربوطه مدهوشه قویآ قانع شود که والده اش دختری باکره برایش از داخل صف شیر  یافته است. اما بهای این تحفه ء نادره فقط 30 دلار ناقابل امریکایی یا 30 قطعه اسکناس سبز  است تا از مملکت محروسه «السین» ارسال شود. گزارش مخبر حاکی بر این است که در هذا الوقت التحریر، 7/7/88 مجلس مقننه فراعنهء مصر جهت صدور قانون منع استفاده  با حال و احوالی خاص و تخیلاتی غیر قابل ذکر مشغول غور و میاحثه می باشد. جل الخالقین!


 
 
 
 
loudkaraoke.com/cdg_cat.asp
free-counter-plus.com
loudkaraoke.com/cdg_cat.asp